أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
62
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
شخصى باشد كه پاى به درون مسجد الحرام گذارد ، حكم قرار دهيد . اولين فردى كه وارد شد ، رسول خدا صلى الله عليه و آله بود . وقتى قريش او را ديدند گفتند : اين امين است و ما به دو رضايت مىدهيم . آنگاه نزد او رفته و از مشكل آگاهش كردند . رسول فرمود : پارچهاى بياوريد . در اين وقت ، آن را پهن كرده سنگ را با دست مباركش در آن نهاد ؛ سپس گفت : اكنون هر طايفهاى گوشهاى از اين پارچه را بگيرد . همه چنين كردند و آن را از روى زمين برداشتند تا نزديك جايگاه آن رسيدند . آنگاه حضرت ، حجر را برداشت و سرجايش نهاد . آنان به كار بنايى ادامه دادند تا آن كه ديوار بيت به 18 ذراع يعنى 9 ذراع بيش از بناى منسوب به ابراهيم عليه السلام رسيد . پيش از آن حجر اسماعيل هم جايش تنگ بود . اين بار ، قسمتى از كعبه را داخل آن انداخته بزرگش كردند . براى كعبه هم يك در ورودى قرار دادند تا به هر كس خواستند اجازهء ورود داده و به هر كس نخواستند ندهند . و اين چنين ، درِ قبلى را با سنگ پوشاندند . خانهء كعبه در روزگار ابراهيم سقف نداشت و اين بار سقفى برايش قرار دادند و نيز ناودانى تا آبهاى باران را به بيرون هدايت كند . « 1 »
--> ( 1 ) . شفاء الغرام ، 1 : 95 و بعد از آن .